Ghazale
چهار تا مهندس برق، مكانيك، شيمي و كامپيوتر با يه ماشين در حال مسافرت بودن كه يهو ماشين خراب ميشه. خاموش ميكنه و ديگه هر چي استارت ميزنن روشن نميشه. ميگن آخه يعني چي شده؟! مهندس برقه ميگه: احتمالاً مشكل از مدارها و اتصالاتو سيم كشي هاشه. يكي از اينا يه ايرادي پيدا كرده. مهندس مكانيكه ميگه: نه بابا، مشكل از ميل لنگ يا پيستوناشه كه بخاطر كار زياد انحراف پيدا كرده. مهندس شيميه ميگه: نه، ايراد از روغن موتوره. سر وقت عوض نشده، اون حالت روان كنندگيشو از دست داده. در اينجا ميبينن مهندس كامپيوتره ساكته و هيچ چي نميگه. بهش ميگن: تو چي ميگي؟ مشكل از كجاست؟ چيكارش كنيم درست شه؟ مهندس كامپيوتره يه فكري مي كنه و ميگه: نميدونم، ولي بنظرم پياده شيم، سوار شيم شايد درست شده باشه!!{-33-}{-33-}
Ghazale
اين از بعضي پسرا بهتره{-18-}{-18-}{-18-}{-33-}{-33-}{-33-}
Ghazale
يه خر نيست كمك كنه{-45-}{-45-}{-45-}
Ghazale
نگاه داشتن بهتر از كثيف كردن شهر{-36-}{-36-}{-36-}{-36-}
Ghazale
يكم ياد بگيريد{-41-}{-41-}{-41-}{-41-}{-41-}{-41-}{-41-}
Ghazale
يكي توضيح بده {-11-}{-11-}{-59-}
Ghazale
وظيفه بعضي ها{-23-}{-23-}{-23-}
Ghazale
از بالا مياد پايين يا از پايين به بالا{-33-}{-33-}{-33-}
Ghazale
آمريکاييه ميخواسته لره ضايع کنه ميبرتش تو آمريکا و بهش ميگه: زمين را بکن. لره بعد از100متر کندن به يک سيم ميرسه، آمريکاييه بهش ميگه: ببين ما از100سال پيش تلفن داشتيم! لره هم يارو رو ميبرتش تو شهرشون و بهش ميگه: بکن، آمريکاييه بعد از100متر کندن به چيزي نميرسه، لره بهش ميگه ببين ما از100سال پيش موبايل داشتيم!{-33-}
Ghazale
" انواع مردها "?1) مرد اروپايي : 1 زن داره و 1 دوست دختر ، زنش را بيشتر دوست داره .?2) مردآمريكايي : 1 زن داره و 1 دوست دختر ، دوست دخترش را بيشتر دوست داره .?مرد ايراني : 4 تا زن داره و 100 تا دوست دختر ولي دمشن گرم ،باز هم ننه اش را از همه بيشتر دوست داره.{-26-}{-26-}
very nice
فوریه 27 2012, 00:37 توسط Mobile·man ke ham tekne otomekanikam va ham mohandes computer benazaram moshkel az shakhsiyata bode na az otol!!!!!!!!! gooooooood bod
آوریل 08 2012, 19:20 ·دلم تنگ شده…
مه 09 2012, 09:48 ·دلتنگم..
دلتنگ بازی در حیاط خانه پدر بزرگ
دلتنگ بوی اتش بازی دزدکی
خط و نشانهای مادر… چشم غره پدر
دلتنگ بوی پلی کپی برگه امتحانی و پاک کن عطری
دندان شیری هما…ابگوشت لذیذ امین و اکرم
پیراشکی دکه مدرسه..سرودهای سر صف
همیشه زخم شدنهای سر زانو..هیجان گرفتن کارنامه…امضا ولی پایین نمره امتحان
دلم بد جور تنگ است
برای اولین نگاه
اولین قرار
اولین بوسه
حکم بادبادکی را دارم که روی بلندترین ساختمان شهر گیر است
اسمان صحنه جولانگاهش است ولی توان اوج ندارد
دلم میخواهد باد از بین تک تک یاخته هایم بگذرد
در موهایم چنگ بزند
طوری بر صورتم بوزد که مجال نفس کشیدن را بگیرد
اخر…
دلم تنگ است....