شعر یا دست نوشته هایامتن یا جمله های بسیار زیبایا عاشقانه با قلم می تونه مطالبه مارا زیباتر کنه ...

Latest Members

has joined
آوریل 23 2012, 00:52
has joined
آوریل 23 2012, 00:51
has joined
آوریل 21 2012, 11:21
has joined
آوریل 17 2012, 22:00
has joined
آوریل 17 2012, 19:15
has joined
آوریل 13 2012, 02:35
has joined
آوریل 11 2012, 22:55
has joined
آوریل 08 2012, 14:13
has joined
آوریل 03 2012, 16:22
has joined
آوریل 02 2012, 21:27

دل نوشته ها

گروه عمومی · 52 کاربر · 2126 پست

ارسال به دل نوشته ها

Shirin
shirin
تجربه که زیاد میشه دیگه نه خیلی اشک میریزی نه زیاد می خندی تجربه یه تمرینه برای مرگ ....!!
Shirin
shirin
اگه من جاي خدا بودم هر چندوقت يه بار دموي بهشت رو به به بنده هام نشون ميدادم كه نا اميد نشن
Shirin
shirin
دیشب با باران مسابقه دادم. . . او باريد و من گريه كردم. . . همراهش از تو حرف زدم. . . او دلتنگ خورشيد بود. . . . . . و . . . من دلتنگ تو.
Shirin
shirin
قدر آدمهایی که دوستتان دارند را ؛ بیشتر از چیزهایی که دوستشان دارید بدانید ..
Shirin
shirin
گا هــــــــــــــــــــــی اونقدر دلتنگ میشی که فقط میخواهی ببینیش.....حتـــــــــی با کس دیگه ای!
Shirin
shirin
فراموش کردن تـــــــــــــــو هنـــــــــــــــر می خواهد ومـــــــــــــــن... بـــــــــــــــی هنرترین انسان دنیـــــــــــــام.....
roghayeh
maryam1
مجنون و لیلی تنها یک بار رخصت دیدار یافتند و جون به یکدیگر رسیدند،لیلی از مجنون به رسم عشاق چیزی طلبید.مجنون گفت:از دو جهان جز این جان ناقابل چیزی ندارم. لیلی گفت؟جان تو به چه کار آیدم؟چیز دیگری ببخش. مجنون اندیشید و سپس از آستر جامه اش سوزنی بیرون آورد و به لیلی داد. لیلی پرسید:این چیست؟ مجنون گفت:آن خار ها را که روزها در بیابان از سرگشتگی عشقت در پایم رخنه میکنند،شب ها با این سوزن بیرون میکشم. لیلی را غم در چهره پیدا شد و گفت:ناراستی ات در عشق معلومم شد.تو خار راه عشق مرا از پای بیرون میکشی؟!
roghayeh
maryam1
وقتی یار قدر یار را نداند غریبه جفت شش می‌آورد..!!
roghayeh
maryam1
مـَـــردی ؟ هر چقـدر مغرور .. هر چقدر صادق .. هر چقدر ساده .. هر چقدر جذاب .. هر چقــدر مکار .. ... درست.. امّـــا گــاهــی ، برای ِ فتح ِ یک وجب ، از جُغرافیای ِ زن بــایــد زانــــو بــزنـی !!! . .
roghayeh
maryam1
اغذها را يكي پس از ديگري پاره ميكنم كه شايد بعدي بستري باشد براي شعري كه انتظار تولدش را ميكشم؛چه تولد مرگ آفريني،لعنت به من...
© اجتماع دانشجویان ایرانی - میکروبلاگ اسنید · تماس · Powered by Blogtronix