تماس ها

موارد دیگر
حالتِ من: نازدانه
fffarzaneh

Following

My QR code

farzaneh
fffarzaneh
هر مادری فکر میکنه بچه اش خوشگاترین بچه دنیاست ولی متاسفانه فقط یکی شون درست فکر میکنه اونم مادر منه.............:)‬{-27-}{-32-}
farzaneh
fffarzaneh
من نميدونم اين مامانا که وسايل خودشون رو يه جايي ميزارن, بعد خودشونم يادشون ميره کجاس ... چه جوريه که تو پيدا کردن وسايلي که ما به اصطلاح تو 7 تا سوراخ موش قايم ميکنيم تبحر خاصي دارن{-9-}{-38-}{-60-}
farzaneh
fffarzaneh
هيچ کادوي زشت و به درد نخوري دور انداخته نميشود ! فقط از خانه اي به خانه ديگر و از شخصي به شخص ديگر منتقل ميشود
farzaneh
fffarzaneh
مادر داماد : ببخشين ، كبريت دارين؟ خانواده عروس : كبريت ؟! كبريت براي چي!؟ مادر داماد : والا پسرم مي خواست سيگار بكشه خانواده عروس : پس داماد سيگاريه….!؟ مادر داماد : سيگاري كه نه.. والا مشروب خورده ، بعد از مشروب سيگار مي چسبه خانواده عروس : پس الكلي هم هست..!؟ مادر داماد : الكلي كه نه… والا قمار بازي كرده و باخته ! ما هم مشروب داديم بهش كه يادش بره خانواده عروس : پس قمارم بازي مي كنه…!؟ مادر داماد : آره… دوستاش توي زندان بهش ياد دادن خانواده عروس : پس زندانم بوده…!؟ مادر داماد : زندان كه نه… والا معتاد بوده ، گرفتنش يه كمي بازداشتش كردن خانواده عروس : پس معتادم بوده…!؟ مادر داماد : آره… معتاد بود ، بعد زنش لوش داد خانواده ءعروس : زنش !!!؟؟؟‬
farzaneh
fffarzaneh
ارام به شانه ام ميزند و ميگويد: افرين...! تنهايي که ترس ندارد... بعد ارام ارام دور مي شود... نميفهمد که من از نبودن خودش ميترسم نه تنهايي...!!!‬
farzaneh
fffarzaneh
بعضی وقتها دوست دارم وقتی بغضم میگیره خدا بیاد پایین و اشکامو پــاک کنه دســـتمو بگیره و بگه : آدمـــا اذیتــت میکنن ؟؟!!!!! بیـــــــا بـــریـــــــم ....
farzaneh
fffarzaneh
دلی ک از بی کسی غمگین است ، هر کسی را می تواند تحمل کند.‬
farzaneh
fffarzaneh
آنكه دستش را اينقدر محكم گرفته اي...ديروز عاشق من بود...دستانت را خسته نكن... محكم يا آرام...فردا تو هم تنهايی‬
farzaneh
fffarzaneh
نمی دانم چرا با آنكه می دانم. از آن من نخواهی بود. چرا با تار و پود جان. برایت خانه میسازم‬
farzaneh
fffarzaneh
دختری 15 ساله ، نوزادی 1 ساله به بغل داشت... ((مردم)) زیرلب بهش میگفتن فاحشه! ، اما هیچ کس نمیدونست که به این دختر در 13 سالگی تجاوز شده بود...!
© اجتماع دانشجویان ایرانی - میکروبلاگ اسنید · تماس · Powered by Blogtronix