golpesar
دست عشق از دامن دل دور باد! میتوان آیا به دل دستور داد؟ میتوان آیا به دریا حکم کرد که دلت را یادی از ساحل مباد؟ موج را آیا توان فرمود: ایست! باد را فرمود: باید ایستاد؟ آنکه دستور زبان عشق را بیگزاره در نهاد ما نهاد خوب میدانست تیغ تیز را در کف مستی نمیبایست داد
golpesar
هر گاه فکر می کنی دیگران رفتارشان نسبت به تو تغییر کرده ،کمی به این فکر کن که شاید تو تغییر نموده ای!
golpesar
باوفا! مهر تو اندر جان ماست زندگی بی دوستی زندان ماست کم بزن آتش دل بی تاب را یاد خوبت روز و شب مهمان ماست
golpesar
سلامی به سلامتی زنجیری که صد سال زیر برف و بارون می مونه، می پوسه، ولی ازهم جدا نمی شه. امیدوارم بمونیم، بپوسیم، ولی از هم جدا نشیم.
golpesar
من شکستم تا تو را عاشق کنم.. بعد من باران فقط آب است و بس.. هر که بعد از من سراغت را گرفت.. زشت یا زیبا فقط خوابست و بس...
golpesar
روزگارت بر مراد..روزهایت شادشاد..آسمانت بی غبار..سهم چشمانت بهار..قلبت ازهر غصه دور..بزم عشقت پر سرور.. بخت تقدیرت قشنگ .. عمر شیرینت بلند.. سرنوشتت تابناک ..جسم و روحتت پاک پاک
golpesar
اگه یه روز صبح خیلی خوشحال از خواب بلند شدی و دیدی نه غمی ، نه زنی ، نه بدهی ،نه دردی ! بدون دیشب تو خواب مردی ! روحت شاد و یادت گرامی !
golpesar
تنگی نفست را، نینداز گردن آلودگی، دلت را ببین، کجا گیر کرده… {-36-}
golpesar
گفتی به ماه نگاه کن یاد من باش به یاد لحظه های سرد من باش انگار روزو شبم بی ماه نمیشه به خدا یادتم بی ماه همیشه .
golpesar
از لحظه های طی شده حظی نبرده ایم / خودرا به دست شاید و اما سپرده ایم/ بشمار لحظه لحظه ی عمر گذشته را / هر چند ســـــال بود همانقدر مرده ایم .