deydokht
منو چهره ای بی نصیب از 2 لب / منو یک جهان رازهای مگو
mina70
گوهر صبرم به دست رعشه دار افتاده ام***داغه اشکم ز چشم داغدار افتاده ام***طبع من افسرده شد در این محیط زندگی****زورق بشکسته از دریا کنار افتاده ام{-27-}
sagha
فک و فامیل داریم؟ واسه پسرعمهی بزرگم رفتیم خواستگاری دختره با یه تیریپ بسیارفجیعی که اصلا در خاندان ما رسم نبود خیلی انتحاری در همون ابتدا اومد زارت نشست پیش پسرعمهم،بابام آروم بهم گفت اینا با هم دوست بودن؟ من گفتم نه حاجی، این حرفا چیه! بعد از چند دقیقه یهو پسر عمه من کله رو انداخت پایین رفت از سالن بیرون، وقتی برگشت پدر دختره گفت کجا رفته بودی رضا جان؟ اینم گفت رفتم دستشویی دستام رو بشورم، یهو بابای من گفت مگه بلد بودی دستشویی کجاست؟!!!!!
sagha
عمر ادم کفاف نمیده به اخر جاده معرفت برسه اهای تو که اخر این جاده ای سلام.{-22-}
GOLE_BITA
امید شخصی را به جهنم می بردند، در را برمیگشت و به عقب خیره میشد، ناگهان خدا فرمود: او را به بهشت ببرید، فرشتگان پرسیدند چرا؟ پروردگار فرمود: او چند بار به عقب نگاه کرد، او امید به بخشش داشت
GOLE_BITA
پروردگارا ..... همانطوریکه پرستوهای زیبا از تو می خواهند درو گندمهای زرین روزی دیگر به تعویق افتد تا یک روز دیگر هم بر عرصه کشتزار با دلخواه خود عشقبازی کنند من هم از تو می خواهم روزها با این سرعت و با خاطرات تلخ به پایان نرسند و خورشیداندکی دیرتر غروب کند ......
rabin
خوشبختی را دیروز به حراج گذاشتند ، ولی حیف که من زاده ی امروزم ، خدایا جهنمت فرداست ، پس چرا امروز می سوزم ؟{-35-}
rabin
خوشبختی را دیروز به حراج گذاشتند ، ولی حیف که من زاده ی امروزم ، خدایا جهنمت فرداست ، پس چرا امروز می سوزم ؟{-35-}