setareh
آموخته ام ... که بهترین کلاس درس دنیا، کلاسی است که زیر پای پیرترین فرد دنیاست. آموخته ام ... که وقتی عاشقید، عشق شما در ظاهر نیز نمایان می شود . آموخته ام ... که تنها کسی که مرا در زندگی شاد می کند کسی است که به من می گوید: تو مرا شاد کردی. آموخته ام ... که مهربان بودن، بسیار مهم تر از ایده آل بودن است. آموخته ام ... که هرگز نباید به هدیه ای از طرف کودکی، نه گفت. آموخته ام ... که همیشه برای کسی که به هیچ عنوان قادر به کمک کردنش نیستم دعا کنم. آموخته ام ... که مهم نیست که زندگی تا چه حد از شما جدی بودن را انتظار دارد، همه ما احتیاج به دوستی داریم که لحظه ای با وی به دور از جدی بودن باشیم. آموخته ام ... که گاهی تمام چیزهایی که یک نفر می خواهد، فقط دستی است برای گرفتن دست او، و قلبی است برای فهمیدن وی.
setareh
شکسپير ميگه يا به اندازه تلاشت آرزو کن يا به اندازه آرزوهات تلاش کن،
setareh
گنجشکی از سرمای بسیار قدرت پرواز از کف بداد و در برف افتاد . گاوی گذر همی کرد و تپاله بر وی انداخت . گنجشک ز گرمای تپاله جان بگرفت و به آواز مشغول شد .گربه ای آواز بشنید، جست و گنجشک به دندان بگرفت و بخورد . نتیجه اخلاقی : هر که گندی بر تو انداخت، حتماً دشمن نباشد . هر که از گندی بدر آوردت، حتماً دوست نباشد. گر خوشی، دهان ببند و آواز، بلند مخوان .
setareh
فقر چیست؟ میخوام بگویم فقر چیست، فقر چیزی است که همه جا سر می کشد، فقر،گرسنگی نیست،عریانی هم نیست، فقر چیزی را" نداشتن" است،ولی آن چیز پول نیست،طلا و غذا نیست، فقر همان گرد وخاکی است که بر کتابهای فروش نرفته ی یک کتابفروشی می نشیند، فقر ،تیغه های برنده ماشین بازیافت است که روزنامه های برگشتی را خورد میکند، فقر ،کتیبه سه هزار ساله ی است که روی آن یادگاری نوشته اند، فقر ،پوست موزی است که از پنجره یک ماشین به خیابان انداخته می شود، فقر همه جا سر میکشد، فقر ،شب را "بی غذا" سر کردن نیست، فقر،روز را "بی اندیشه"سر کردن است
setareh
خدا را دوست بدارید ، حداقلش این است که یکی را دوست دارید که روزی به او می رسید . . .
setareh
الهی هر که تو را شناسد کار او باریک و هر که تو را نشناسد راه او تاریک. تو را شناختن از تو رستن است و به تو پیوستن از خود گذشتن است
setareh
یادمان باشد زنگ تفریح دنیا همیشگی نیست ساعت بعد حساب داریم
setareh
محبت زیادی ، همیشه آدمها را خراب می کند . گاهی آدمها می روند نه برای اینکه دلایل ماندنشان کم شده ... به این دلیل که آنقدر کوچکند که تحمل حجم بالای محبت تو را ندارند ... او که رفتنی ست ، بگذار برود
setareh
آنجا كه ازدواجی بدون عشق صورت می گیرد حتما عشقی بدون ازدواج درآنجا رخنه خواهد كرد
setareh
کم کم یاد خواهی گرفت تفاوت ظریف میان نگهداشتن یک دست و زنجیر کردن یک روح را.. اینکه عشق تکیه کردن نیست و رفاقت، اطمینان خاطر.. و یاد میگیری که بوسهها قرارداد نیستند و هدیهها، معنی عهد و پیمان نمیدهند. کم کم یاد میگیری که حتی نور خورشید هم میسوزاند اگر زیاد آفتاب بگیری.. باید باغ خودت را پرورش دهی به جای اینکه منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد.. یاد میگیری که میتوانی تحمل کنی که محکم باشی پای هر خداحافظی یاد میگیری که خیلی میارزی